جغرافیای محمد حسین احسانی
درباره وبلاگ


محمد حسین احسانی دانش آموخته کارشناسی ارشد جغرافیا با گرایش مطالعات ناحیه ای از دانشگاه شهید بهشتی تهران در سال 1374ودبیر جغرافیای متوسطه ( دوره دوم ) شهرستان سمنان علاقه مند به مباحث جغرافیا و آموزش این رشته هستم .امیدوارم این وبلاگ راهی به سوی یادگیری و گسترش دانش جغرافیا باشد.

مدیر وبلاگ : محمد حسین احسانی
مطالب اخیر

مهم ترین عوامل کمبود آب در ایران کنونی چیست؟

اولین مرحله برای شناخت این پدیده شوم، بررسی مهم ترین عوامل آن است:

1- جغرافیای خشک و وابسته به بارش: " زیست‌بوم خاورمیانه که ما در آن قرار داریم، یکی از ریشه‌های اصلی خشکسالی است اما در اینجا با یک مشکل خاص یعنی وابستگی ایران به بارشی که دائماً از آن کاسته می‌شود، مواجه هستیم از طرف دیگر، 85% از وسعت کشور در منطقه فراخشک، خشک و نیمه‌خشک قرار دارد. به بیان دیگر ایران شامل یک فلات مرکزی خشک است که از نظر تغذیه آبی، کاملاً وابسته به دو رشته‌کوه البزر و زاگرس است (دو استثنا در این مورد، جلگه مازندران و خوزستان است). رودخانه‌ها عموماً از این دو رشته‌کوه سرچشمه می‌گیرند و ذخایر آبی نیز در فصول گرم، همان برف و یخی است که در ارتفاعات این دو رشته کوه، از زمستان سال گذشته باقی مانده است.

حالا تصور کنید نه تنها میزان بارش در ایران یک‌سوم میانگین جهانی است( میانگین بارش سالانه ی جهان 800 میلی متر و میانگین بارش سالانه ایران 240 میلی متر)، بلکه در سال‌های اخیر دائماً از کاهش میزان بارش خبرهایی به گوش می‌رسد و

بقیه در ادامه مطلب

ارقام مختلفی اعلام می‌شود. همین دو ماه پیش توکلی نماینده مجلس در شورای عالی آب اعلام کرد در چند سال گذشته 20 تا 25% از بارش‌ها کاسته شده است. البته هر شهر و شهرستانی وضعیت خاص خود را دارد. مثلاً فرماندار بانه ابتدای امسال از کاهش 18 درصدی بارش در این منطقه خبر داد که در نتیجه آن، حجم آب سد سبدلوی بانه از 3 میلیون و 200 هزار متر مکعب در سال 1391، به یک میلیون و 200 هزار کاهش یافته است. این مسأله بسیاری از کشاورزان منطقه را با مشکل مواجه ساخته است.

· هدررفتن آب در کشاورزی: آبیاری غرقابی در ایران و کشت نامناسب یکی از معضلات ما و بسیاری از کشورهای خاورمیانه است. 85% از آب مصرفی خاورمیانه در بخش کشاورزی مصرف می‌شود که این عدد در ایران به 90% می‌رسد. این در حالی است که کشاورزی تنها 15% از تولید ایران را شامل می‌شود. درست است که یکی از علل مصرف بالای آب در کشاورزی این منطقه، آب و هوای خشک آن است، اما می‌توان با روش‌های نوین از این میزان مصرف کاست، بدون اینکه که دچار کاهش محصولات کشاورزی شویم.

متأسفانه کشاورزان زحمتکش ما در بسیاری از بخش‌های کشور، هنوز اطلاع کاملی از آبیاری جدید نداشته یا سرمایه و یا تمایل لازم را برای بهره‌گیری از آن ندارند. با وجود شعارهای دولت یازدهم مبنی بر اصلاح کشاورزی و حل مشکل کم‌آبی، تحریم نفتی و کمبود بودجه مجال چندانی برای مسؤولان باقی نگذاشته است. "فایننشال تایمز" در مقاله خود پیرامون کم‌آبی در ایران، اصلاح نظام کشاورزی ایران را در یک دهه آتی نیازمند سرمایه‌گذاری 100 میلیارد دلاری دانسته است.

2-استفاده غیراصولی از آبهای زیرزمینی: یکی از مهمترین ذخیره‌های آبی ایران، آب‌های زیرزمینی هستند که از دیرباز به وسیله قنات در فلات مرکزی حفظ شده و جریان می‌یافت. متأسفانه بر اثر کاهش بارش، بسیاری از کشاورزان و واحدهای صنعتی مجبور به حفر چاه‌های غیرمجاز و آبکشی بیش از حد از آن شده‌اند که شاید یکی دو سال مشکل آنها را حل کند، اما به مرور بر مشکلات آنها می‌افزاید. زیرا آب‌های زیرزمینی، آب‌های سطحی و بارش در یک چرخه قرار دارند و استفاده غیراصولی از هر کدام، بلافاصله اثر منفی بر دو مورد دیگر دارد. چهار دهه پیش تنها 50 هزار حلقه چاه در ایران وجود داشت که سالانه حدود 9 میلیارد متر مکعب از آنها برداشت می‌شد، اما اکنون بیش از 650 هزار حلقه ایجاد شده که سالانه بیش از 60 میلیارد متر مکعب از آنها برداشت می‌شود!

فایننشال تایمز ضمن نقل قول از کاوه مدنی استاد ایرانی در دانشگاه دولتی لندن می‌نویسد ایران از 2000 سال پیش صنعت قنات را به دنیا معرفی کرده، اما متأسفانه بر اثر افزایش جمعیت، رشد مراکز صنعتی در فلات مرکزی، پمپاژ آب از آب‌های زیرزمینی به صورت غیرقانونی و غیراصولی و نهایتاً تغییرات کلی در آب و هوا، 36 هزار رشته قنات در ایران خشکیده و مقنی‌ها نیز با افراد جوان جایگزین نشده‌اند. برای مثال در 50 سال اخیر 40 قنات در جنوب تهران متروک شده و به جای آن 1400 پمپ مشغول آبرسانی به سبزیکاران و جمعیتِ رو به رشد است. البته نگهداری قنات‌ها نیز کم‌خرج نیست. تنها لایروبی قنات 7 کیلومتری کریم‌آباد در جنوب تهران، سالانه 50 میلیون هزینه دارد.

نماینده مجلس در شورالی عالی آب در این مورد می‌گوید:«اثر منفی برداشت‌های بی رویه آب روی آبدهی چاه‌ها و ممنوعه شدن دشت‌ها بسیار فزاینده بوده است تا جایی که متوسط آبدهی چاه‌ها تقریبا به یک سوم رسیده است... کاهش ذخایر آب زیرزمینی و افت سطح آب باعث کاهش زه‌کشی رودخانه‌ها و تخلیه چشمه‌ها و زه‌آب‌های دشت‌ها به رودخانه‌ها شده است و به همین خاطر در جریان سطحی در رودخانه‌ها با وجود بارندگی حدود نرمال در برخی از حوضه‌های آبریز با کاهش شدید مواجه هستیم و یکی از دلایل خشک شدن تالاب‌ها و دریاچه‌های کشور همین امر است.»

3- افزایش بی‌رویه جمعیت و مصرف آب در واحدهای مسکونی: ابتدای سال جاری، معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا اعلام کرد مصرف آب در تهران، اراک، اصفهان، اراک، شیراز، قزوین، قم، کرج، کرمان، مشهد، همدان و یزد بیش از مخازن آب در این شهرها است. این در حالی است که 517 شهر دیگر نیز مصرفی برابر با مخازن خود دارند و اگر همین روند ادامه پیدا کند، آنها هم با همین مشکل مواجه خواهند شد. لازم به ذکر است 5 میلیون مشترک روستایی و 14 میلیون مشترک شهری در ایران وجود دارد. این جدا از واحدهای تجاری، صنعتی و کشاورزی است.

افزایش جمعیت موجب شده بسیاری از رودخانه‌ها با کمبود آب و حتی خشکی فصلی مواجه شوند. در این مورد می‌توان انتقال آب زاینده‌رود برای مصرف شهرهای اطراف و در نتیجه خشک‌شدن آن در سال 1379 اشاره کرد. اخیراً نیز مدیرعامل شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور از خشک‌شدن سد لار و لتیان خبر داد که آب شرق تهران را تأمین می‌کنند. لازم به ذکر است است هم‌اکنون آب 3057 مشترک پرمصرف در تهران به مدت 7 ساعت در طول روز قطع می‌شود.

4- لوله‌کشی غیراستاندارد در مناطق شهری: همین الآن که گزارش حاضر را می‌خوانید، طبق آمار رسمی، 30% از آب تصفیه‌شده به دلیل فرسودگی لوله‌ها هدر میرود. جدا از این، آب لوله‌کشی در شهرهای ما تنها به صورت تصفیه‌شده ارائه می‌شود و مردم مجبورند برای آبیاری باغچه و شستن حیاط و خودرو خود نیز از همان آب شیرین استفاده کنند. در این مورد تنها وزارت نیرو و شرکت آبفا باید برای رفع این معضل اقدام کنند. زاهدان، کاشان و بجستان از شهرهایی هستند که توزیع دوگانه آب را تجربه کرد‌ه‌اند و می‌توان از این تجربه برای انتخاب بهترین راه، سود جست.

· تغییرات آب و هوایی در کره زمین که پیش‌تر توضیح داده شد، اما به نظر می‌رسد با توجه به مواردی که گفته شد، نمی‌توان همه تقصیر را گردن کره زمین انداخت!

 

نتایج کمبود آب در ایران چیست؟

الف - عدم دسترسی مردم به آب: بسیاری از مردم به آب شرب سالم دسترسی ندارند یا باید از تانکرها آب دریافت کنند. رئیس شورای شهر چالوس ادعا می‌کند 80% از مردم شهر هچیرود به دلیل کاهش شدید آب در چاه‌ها و قطع آب لوله‌کشی با بحران روبرو بوده و تانکرها به آنان آب می‌رسانند. این مسأله به بروز نارضایتی‌هایی منجر شده است. فرشاد جعفری رئیس شورای شهر کلاردشت نیز از کمبود آب آشامیدنی در تابستان به دلیل فرسودگی لوله‌ها و حضور گردشگران خبر داد و افزود 8 روستا از 19 روستای این منطقه از طریق تانکر، آب دریافت می‌کنند. مدیر عامل آب و فاضلاب شهرستان رامسر نیز از قطعی آب در شب‌ها برای مناطق جواهرده، اربه کله، لرسانور و هفت شهیدان خبر داد. مدیرعامل آب استان مازندران علت اصلی این مشکلات را کاهش 30 درصدی بارش و آبدهی رودخانه‌ها دانست. حمیدرضا جانباز مشاور وزیر نیرو اخیراً اعلام کرده است به بیش از 7 هزار روستا در کشور با تانکر آبرسانی می‌شود که برخی از آنها 14 سال است با کم‌آبی دست و پنجه نرم می‌کنند.

ب- تخریب محیط زیست: دریاچه ارومیه و تالاب‌های مهمی چون هامون و گاوخونی خشک شده‌اند یا در معرض نابودی قرار دارند. برای مثال فایننشال تایمز در مورد دریاچه ارومیه هشدار داده است که با کاهش سریع ارتفاع آب دریاچه از 1996 تا کنون، میزان ذخایر آن از 31 میلیارد متر مکعب به 1.5 میلیارد رسیده است. 80 هزار پمپ آب زیرزمینی و 37 بند در اطراف دریاچه که عمدتاً برای مصارف کشاورزی است، موجب شده آب ورودی به دریاچه بسیار کاهش یابد. دولت یازدهم از آغاز بکار خود کمیته ویژه‌ای را برای حل بحران دریاچه ارومیه تشکیل داده است. تالاب هامون نیز در سیستان و بلوچستان که زمانی با دو سه رودخانه پرآب اطرافش، گرمی و خشکی هوای سیستان و بلوچستان را تعدیل می‌کرد، سالها است خشک شده و منبع پراکندگی گردوغبار در منطقه شده است. دولت ایران، بازسازی سد کجکی در افغانستان را علت اصلی کم‌آبی رود هیرمند و خشکی تالاب هامون می‌داند، اما ضیایی معاون آب در وزارت آب و انرژی افغانستان بیان داشته که حق‌آبه ایران کم نشده و علت اصلی روند خشکی رودخانه، کانال‌ها و چاه‌هایی است که در امتداد هیرمند و شهرهای اطراف آن در ایران حفر شده است. به نظر می‌رسد باز هم پای سوءمدیریت در میان است نه تحریم‌های بین المللی!

پ- کاهش آب‌های سطحی: بسیاری از رودخانه‌های مهم تنها در فصول خاصی از سال جریان دارند و یا به کلی خشک شد‌ه­‌اند. در این مورد می‌توان علاوه بر زاینده‌رود، از رودخانه قره‌سو در استان اردبیل نام برد که با وجود 285 کلیومتر طول از رشته‌کوه تالش تا روخانه مرزی ارس، دست‌به‌گریبانِ خشکسالی است و به حالت نیمه‌خشک درآمده است. رودخانه قزل­اوزن و تالوار نیز در شهرستان بیجار در معرض خشکی کامل قرار گرفته است. عفیفی مدیر جهاد کشاورزی شهرستان با بیان این معضل، علت اصلی آن را برداشت غیرقانونی آب توسط کشاورزان و باغداران و مدیریت نامطلوب بر منابع آبی دانست.

ت- مرگ گونه‌های جانوری: بسیاری از گونه‌های جانوری یا از بین رفته‌اند یا دستکم از ایران رخت بربسته‌اند، مانند آهو و میش‌مرغ در استان کردستان که متأسفانه علاوه بر خشکسالی و بیابان‌زایی، صید بی‌رویه نیز بلای جانشان شده است. بر اثر خشکی زاینده‌رود و در نتیجه آن، خشک‌شدن تالاب گاوخونی که اکنون تنها زه‌آب برخی زمین‌های کشاورزی اطراف را دریافت می‌کند، دیگر پرندگان مهاجری که از روسیه و قفقاز به جنوب کشور می‌رفتند، در این تالاب اقامت نمی‌کنند. به عنوان مثالی دیگر باید از ماهی‌های رودخانه قره‌سو در مشکین‌شهر نام برد که بر اثر خشکی رودخانه ناشی از خشکسالی و بهره‌برداریِ بیش از حد برای مصارف کشاورزی، در چند ماه اخیر تلف شدند. مدیر کل حفاظت محیط زیست استان اردبیل، این ماهیان را شامل ماهی سیاه، سس‌ماهی، ماهی برکه‌ای، شاه‌کولی و کپور ماهی دانست.

س-  بیابان‌زایی و گردوغبار: خشک‌شدن زمین، جنگل‌زدایی و بیابان‌زایی علاوه بر تخریب زمین، موجب گسترش گردوغبار در فضای کشور شده است. لازم به ذکر است یکی از علل دیگر بیابان‌زایی، کشت بیش از حد در یک زمین توسط کشاورزان و چرای بیش از حد دام در آن است. تنها در اصفهان، ده‌ها هزار هکتار از زمین‌های کشاورزی خشک شده و حدود 500 میلیون اصله درخت در چند سال اخیر از بین رفته است. به گفته مدیر کل سازمان حفاظت محیط زیست استان اصفهان، خشکشدن تالاب گاوخونی وضعیتی را ایجاد کرده که با وزش هر باد، گرد و غبار در مناطق اطراف آن حتی شهر اصفهان پراکنده می‌شود، جدا از اینکه شوربودن این گردوغبار و نشستن آن بر زمین‌های کشاورزی اطراف، بر باردهی زمین‌های کشاورزی نیز اثر منفی گذاشته است.

ش- کاهش محصولات: بر اثر خشک‌شدن چاه‌ها، 10% از تولید غلات طی سال 1386 تا 1391 شمسی کاسته شد. هم‌­اکنون نیز یک‌چهارم زمین‌های زیرِکشت با استفاده غیراصولی و بیش‌ازحد از آب‌های زیرزمینی سر پاست که عواقب ناگوار خود را در سال‌های بعد نشان خواهد داد.

و-  بیکاری و معضلات اجتماعی: بسیاری از کشاروزان بر اثر کم‌آبی مجبورند به کشت دیم دست بزنند یا کشاورزی خود را تعطیل کنند. برای مثال با خشک‌شدن زاینده‌رود، کشاورزان اصفهان (حدود 2 میلیون نفر) به ویژه در شرق این استان با معضل جدی مواجه شده‌اند و بسیاری از آنها به علت بیکاری مجبور شده‌اند کشاورزی را رها کرده و عجالتاً به کارهای دیگری بپردازند.

منبع : جغرافیا در اوج



نوع مطلب : مقالات جغرافیایی، 
برچسب ها : علل کمبود آب در ایران و نتایج آن،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
")}style="display:none">

ابزار وبلاگ

تماس با ما





Powered by WebGozar

جغرافیای محمد حسین احسانی