تبلیغات
جغرافیای محمد حسین احسانی - شهدا زنده اند
 
جغرافیای محمد حسین احسانی
درباره وبلاگ


محمد حسین احسانی دانش آموخته کارشناسی ارشد جغرافیا با گرایش مطالعات ناحیه ای از دانشگاه شهید بهشتی تهران در سال 1374ودبیر جغرافیای متوسطه ( دوره دوم ) شهرستان سمنان علاقه مند به مباحث جغرافیا و آموزش این رشته هستم .امیدوارم این وبلاگ راهی به سوی یادگیری و گسترش دانش جغرافیا باشد.

مدیر وبلاگ : محمد حسین احسانی
جمعه 4 خرداد 1397 :: نویسنده : محمد حسین احسانی
به نام خدای شهیدان
امروز سوم خرداد ۱۳۹۷ سالروز آزادی خرمشهر از چنگال رژیم بعثی عراق است.
در تاریخ سوم خرداد ۱۳۶۱ طی چندین مرحله عملیات به نام بیت المقدس با رمز  یا علی بن ابیطالب (ع) شهر خرمشهر آزاد شد . به تعبیر حضرت امام خمینی  (  ره) خرمشهر  را خدا آزاد کرد.
توفیق حاصل شد در شب گذشته در مراسم یادواره شهدای فتح خرمشهر در حرم حضرت یحیی بن موسی (ع) سمنان بعد از افطار شرکت کنم.
قبل از ورود به بخش اجرای مراسم در جوار مزار شهدا، کتاب هایی را در معرض نمایش گذاشته بودند. در حال نگاه کردن موضوعات کتاب ها بودم ‌که یکی از دست اندرکاران دو کتاب را به بنده پیشنهاد داد که در خصوص نماز و شهدا بود. به محل برگزاری مراسم یادواره شهدا رفتم . آیاتی از قرآن تلاوت شد و سپس مجری توانا جناب آقای  مجید پناه از خبرنگاران صدا و سیمای مرکز سمنان با حس و حال عجیبی مراسم را شروع کرد. طوری صحبت  می کرد که گویا شهدا را در کنار شرکت کنندگان می بیند. البته که شهدا زنده اند و در نزد خدایشان روزی می خورند.
مراسم با سخنرانی و مداحی به پایان رسید به خانه‌ها یمان برگشتیم. به محض رسیدن به خانه دو کتاب کوچک که با موضوع نماز و شهدا بود را خواندم. اولین خاطره از شهید علی اکبر ابراهیمی از شهرستان سرخه بود.
شهیدی که سجده های طولانی داشت.
اکثر خاطرات مربوط می شد به اهمیت دادن شهدا به نماز اول وقت ، شرکت در نماز جماعت ، نماز شب ، سجده شکر  و ..‌‌.
امروز سوم خرداد از ساعت هفت و نیم  تا ده صبح در دانشگاه کلاس داشتم . بعد از اتمام کلاس با تنی خسته به خانه برگشتم. فرصتی پیش آمد تا کمی استراحت کنم. در خواب شهید علی اکبر ابراهیمی و دوستانش را دیدم که در حال عکس یادگاری گرفتن بودند. شهید علی اکبر ابراهیمی یک بادگیر کرمی بر تن داشت که شبیه آن در خانه به عنوان یادگاری نگهداری می کنم. خودم را به شهید علی اکبر ابراهیمی نزدیک کردم او را بوسیدم و از او خواستم که یک عکس یادگاری هم با همدیگر بگیریم.
شهید علی اکبر ابراهیمی همان شهیدی بود که در شب گذشته اولین خاطره ای که از کتاب نماز و شهدا خواندم از او بود!
آری شهدا زنده اند و نزد خدایشان روزی می خورند. امیدواریم و از درگاه خداوند متعال مسئلت می نمائیم در پیچ و خم زندگی شهدا دستمان را بگیرند تا سعادت دنیا و آخرت نصیبمان شود.
راستی نمی دانم شهدا در خلوت خود با خدا در نماز و سجده های زیبایشان چه گفتند که  اینگونه آسمانی شدند؟





نوع مطلب : خاطرات، 
برچسب ها : خاطرات،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
")}style="display:none">

ابزار وبلاگ

تماس با ما





Powered by WebGozar

جغرافیای محمد حسین احسانی