تبلیغات
جغرافیای محمد حسین احسانی - مطالب شهریور 1395
 
جغرافیای محمد حسین احسانی
درباره وبلاگ


محمد حسین احسانی دانش آموخته کارشناسی ارشد جغرافیا با گرایش مطالعات ناحیه ای از دانشگاه شهید بهشتی تهران در سال 1374ودبیر جغرافیای متوسطه ( دوره دوم ) شهرستان سمنان علاقه مند به مباحث جغرافیا و آموزش این رشته هستم .امیدوارم این وبلاگ راهی به سوی یادگیری و گسترش دانش جغرافیا باشد.

مدیر وبلاگ : محمد حسین احسانی
پنجشنبه 11 شهریور 1395 :: نویسنده : محمد حسین احسانی

جملاتی برای زندگی

آموخته ام که نمی توانم کسی را وادار کنم دوستم بدارد اما می توانم خود را به فردی دوست داشتنی تبدیل کنم، بقیه اش به آن فرد بستگی دارد.

  آموخته ام که جلب اعتماد دیگران همچون ساختن برج بلند شیشه ای است که ساختن آن سال ها طول می کشد اما تخریبش فقط چند لحظه زمان میبرد.

 آموخته ام که هرچه قدر یک دوست، خوب باشد گاهی پیش می آید که به من صدمه بزند، پس باید به حرمت لحظه های خوبی که با هم سپری کرده ایم، او را ببخشم.

 آموخته ام که مهم نیست چه چیزهایی را در طول عمرم جمع کرده ام، مهم آن است که چه افرادی در این دوران یار و یاورم شده اند.

 آموخته ام که هرگز نباید عذر خواهی را با دلیل و بهانه هایی که می آورم خراب کنم.

 آموخته ام که نباید داشته هایم را با بهترین های دیگران مقایسه کنم.

 آموخته ام که باید به افرادی که دوستشان دارم احساس خود را بیان کنم، زیرا تضمینی نیست که تا ابد بتوانم آنها را ببینم.

 آموخته ام که یا من باید رفتارهایم را کنترل کنم یا آن ها مرا.

 آموخته ام که احترامی که پول برای ما می خرد، بی ارزش ترین چیز است!





نوع مطلب : پندنامه، 
برچسب ها : آموخته ام، پندنامه،
لینک های مرتبط :

کاش وقتی بچه هامون میرن مدرسه بهشون بگیم:

من نمی خوام تو بهترین باشی .من فقط می خوام تو خوشبخت باشی.اصلا مهم نیست همیشه نمره هاتو 20 بگیری.جای 20 می تونی 16 بگیری اما از دوران مدرسه و کودکیت لذّت ببر.

از "ترین" پرهیز کن.

خوشبختی جایی هست که خودت رو با کسی مقایسه نکنی.حتی نخواه خوشبخت ترین باشی.

بخواه که خوشبخت باشی و برای این خواستت تلاش کن

من فکر می کنم از وقتی به دنبال پسوند "ترین" رفتیم، خوشبختی از ما گریخت

از 19:75 لذت نبردیم چون یکی 20 شده بود.

از رانندگی با پراید لذّت نبردیم چون ماشین های مدل بالاتری تو خیابون بود.

از بودن کنار عزیزانمون لذّت نبردیم چون مدرک تحصیلی و پول توی جیبش کم تر از خیلی های دیگه بود.

می خوام بگم خیلی از ما فقط به "بهترین،بیش ترین و بالاترین" چسبیدیم و نتیجه ان نسل های افسرده و همیشه گریان شد.

شاید لازمه تغییر جهت بدیم یا حداقل اجازه ندیم نحسیِ "ترین" دامن بچه هامون رو بگیره.

 





نوع مطلب : پندنامه، 
برچسب ها : مدرسه، پند، لذت،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 شهریور 1395 :: نویسنده : محمد حسین احسانی

قنات (کاریز)اختراع ایرانیان

سابقه حفر قنات سابقه ای بیش از 2500 سال در ایران دارد که قدیمی ترین اقوام ایرانی در تهیه آب از روزگار باستان از این طریق استفاده می کردند وایرانیان را مبتکر آن می دانند.

جهت احداث قنات در در پای کوه ها ویا در دامنه های باشیب مناسب چاهی به قطر یک الی دو متر وعمق بیش از 150 متر به نام مادر چاه حفر می کردند (عمق مادر چاه  یکی ازقنات ها در گناباد حدود 350 متر است)سپس در مسیری که به سوی کشتزارها یا روستای مورد نظر ختم می شد چاه های متوالی در امتداد هم با فاصله های تقریبا مساوی توسط کارشناسان متخصص مسائل قنات که مقنی نامیده می شدندحفر می گردید.خاک این چاه هارا در گرداگرد ودهانه چاه می ریختند وشکل مخروطی ایجاد می شد که بی شباهت به دهانه های قلل آتشفشانی نبود تاآب باران به درون چاه نریزد عمق چاه ها از مادر چاه تا مظهر قنات به تناسب شیب زمین کم شده تا جایی که در مظهر قنات این ارتفاع به صفر می رسید.

این چاه ها از زیر زمین به یکدیگر متصل وآب در این مجرا (کانال قنات)از مادر چاه جریان می یافت .

حفر این چاه ها جهت تسهیلاتی برای مقنیان به هنگام لایروبی قنوات بود .                     

تشخیص احداث محل مادر چاه وحفر آن با توجه به امکانات محدود ووسایل سنتی آن زمان وعدم وجود اکسیژن ونورکافی در اعماق زیاد انسان امروزی را به تفکر وامی دارد که عقل ودرایت و ابتکار ایرانی باهوش چگونه توانسته است براین مشکلات فائق آیدو نیاز خود را برطرف نماید.

1- روش تعیین مادر چاه :

تعیین دقیق محل حفر مادر چاه یکی از حساس ترین مراحل حفر قنات بود چرا که اولین اشتباه باعث به هدر رفتن وقت سرمایه با توجه به امکانات اولیه آن زمان بود. روش کار به این صورت بود  که شخصی با تجربه و خبره، محل را از نظر وضع پوشش گیاهی و مراتع بررسی و محلّی که در آن بوته  خار فراوان تر بود رامحل حفر مادر چاه تعیین می کرد.

لازم به ذکر است بوته خار با توجه به ریشۀ عمیق آن بهترین نشانه بود.

  2- روش حفر چاه :

 برای این که ارتفاع زیاد باعث ایجاد مشکلی ازقبیل  پاره شدن طناب چاه نشود روش کار به این صورت بود که چاه در عمق  مثلا20یا30 متردر یک بدنه بیشتر خاک برداری می شد و اطاقکی با ارتفاع حدود 5/1 متر   را ایجاد می کردند وبه آن مرد خانه  می گفتند و چرخ چاه در آن قرار می گرفت. کمک مُقنّی دوم خاک را بالا می کشید  و زمانی  که سطل خاک به ایستگاه می رسید آن را به قلاب طناب ایستگاه بالایی وصل می کرد و کمک مُقنّی  بعدی آن را بالامی کشید تا خاک به سطح زمین می رسید.

 3- روش وصل مادر چاه به چاه بعدی:

 در زیر زمین  پس از این که مادر چاه به آب رسید  و کار حفاری در داخل آب به اتمام می رسید وصل مادر چاه به چاه بعد در زیر زمین بود . روش کار به این صورت بود که در قسمت کف چاه اول و دوم چراغی روشن قرار می گرفت و دو مقنی از کف دو چاه با توجه به چراغ روشن پشت سرشان در جهت یکدیگر حفاری می کردند و هر چند مدتی چراغ پشت سر شان را بعنوان  نقطه شروع در نظز گرفته تا از مسیر منحرف  نشود.چراغ راهنمای مسیر راست شیب لازم برای مقنی  بود.

 4- روش لوله گذاری :

مسیر حفر شده برای این که چاه ریزش نکند لوله های بیضی  شکل از جنس سفال را در مسیر قرار می دادند و جهت جلوگیری از نفوذ آب باران به داخل چاه و عدم ریزش آن درب چاه را بسته و خاک هایی که از حفر چاه بیرون می آید در اطراف آن به صورت مدور می ریختند که بی شباهت به قله کوچک آتشفشانی نبود.

 5-مسئله روشنایی و تامین اکسیژن برای مقنی :

 برای این کار از چراغ های مخصوصی که دارای دو مخزن بود استفاده می شد .

در مخزن بالایی آب ودر مخزن دوم سنگ کارپیت قرار می دادند وپیچ تنظیم آب را

بسته وکمی باز می کردند وآب قطره قطره بر روی کارپیت می ریخت وسپس گاز

متصاعد شده از مجرای وسط بالا می آمد وروشن می شد .

لازم به ذکر است که خاصیت کارپیت این است که اکسیژن لازم برای مقنی را فراهم

 می کرد وگاز کربنیک مصرفی خود را از بازدم مقنی می گرفت .

6- پایاب :

 مظهر قنات ( قسمت خروجی آب اززمین ) معمولا در پایین شهر یاروستا قرار داشت

کانال زیرزمینی قنات در قسمتی از مسیر خود از شهر یاروستا می گذشت ودر محل هایی

سراشیبی هایی پلکانی درست می کردند که به محل آب برسند ودر اتاقکی که  حدود 3*4

 متر ایجاد می کردند جهت برداشتن آب یا شستشو استفاده می کردند.

7-مظهر قنات:

بعد از اتمام چاه ها آب از کانالی کوتاه می گذشت و آب ظاهر می شد که به این قسمت مضهر فنات می گفتند.برای استفاده از آب قنات در کشت و زرع ،آن را به سمت یک استخر هد ایت می کردند.   

http://geo1qom.blogfa.com/post/10: منبع





نوع مطلب : مقالات جغرافیایی، 
برچسب ها : قنات یا کاریز، اختراع ایرانیان، باستان،
لینک های مرتبط :
آیا«دحو الارض» از نظر علمی قابل اثبات است؟

مطابق با نظریه اشتقاق «واگنر» و بر اساس تئوری او، زمین از یك نقطه نخستین شروع به جدا شدن كرده و به تدریج خشكی‌ها و آب‌های كنونی شكل گرفته‌اند. این نقطه در روایات اسلامی «كعبه» معرفی شده است.

به گزارش بولتن نیوز، روز 25 ذی‌القعده در تقویم آفرینش هستی از مهم‌ترین رویدادهایی است كه به وقوع پیوسته است، چرا كه در این روز سر آغازی برای حیات بشر و آغازی برای تولد زمین است كه با گسترده شدن نخستین قطعه خاكی زمین از زیر قبله‌گاه عالم، پیام توحید در سرتاسر جهان مخابره شد.

«دحو الارض» واژه‌ای آشنا در فرهنگ دینی ماست كه با رخداد آن در ماه با فضیلت ذی‌القعده می‌تواند پیام‌آور سرازیر شدن درهای رحمت و بركت در سایه بندگی و عبودیت انسان‌ها باشد، چرا كه خداوند كعبه را نخستین بیت و نقطه جغرافیا برای اجرای سیاست جغرافیایی خود تعیین كرده است «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ».

به همین منظور پای سخن چند نفر از كارشناسان می‌نشینیم تا با ابعاد بیشتر این واقعه عظیم آشنا شویم:

*هدف دحوالارض با ظهور حضرت حجت(عج) عینیت می‌یابد

حجت‌الاسلام محمدصابر جعفری قائم مقام بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) با بیان اینكه گسترده شدن زمین از زیر خانه كعبه با هدف آفرینش ارتباط تنگاتنگی دارد، اظهار می‌دارد: همان گونه كه آغاز حیات زمین از خانه خدا بوده است، حیات واقعی بشر نیز با ظهور حضرت حجت(عج) اتفاق می‌افتد.

وی با اشاره به اینكه حیات واقعی كره زمین هنگامی است كه شاخص‌های انسان‌های متعالی مبتنی بر بندگی حقیقی پروردگار تبلور یابد، می‌افزاید: در شرایطی كه انسان‌ها آسمانی شوند، زمین تمام هستی خود را به ساكنانش عرضه می‌كند و نقطه عطف حیات زمین با ظهور امام مهدی(عج) از سرزمین مكه، در جوار كعبه و پشت مقام ابراهیم(ع) عینیت می‌یابد.

*دحو الارض نخستین رحمت الهی بر زمین خاكی است

محمدرضا شهیدی‌پاك استادیار دانشگاه آزاد اسلامی تهران درباره نظریه علمی راجع به حادثه دحو الارض این گونه می‌گوید: مطابق با نظریه اشتقاق «واگنر» و بر اساس تئوری او زمین از یك نقطه نخستین شروع به جدا شدن كرده و به تدریج خشكی‌ها و آب‌های كنونی شكل گرفته‌اند.

وی ادامه می‌دهد: با استفاده از نظریه واگنر و با عنایت به تاریخ جغرافیای سیاسی مكه و خانه كعبه، تعبیر دیگر این است كه زمین از زیر خانه خدا پهن شده است و آغاز شكل‌گیری و نخستین رحمت متعین خدا روی زمین خاكی و پیدایش وضعیت جغرافیایی زمین از آن جاست.

آری! خانه كعبه آغاز و انجام راه تمام انبیای الهی از آدم تا خاتم شد و خداوند مركز زمین را مركز توحید و بندگی خود خوانده است، امری كه سال‌های زیادی به اندازه حیات زمین تا به امروز پا برجاست و این خود دلیلی است بر حقانیت باری تعالی.

*دحوالارض می‌تواند روز ظهور امام زمان(عج) باشد/روزه دحو الارض معادل 70 سال روزه است

عذرا حسینی استاد جامعة الزهرا(س) با بیان اینكه طبق روایات شب «دحو الارض» رحمت الهی بر بندگان سرازیر می‌شود، ابراز می‌دارد: در قرآن كریم ذكر شده كه ملائكه به اذن پروردگار در این شب به زمین نازل می‌شوند و در حقیقت شب نزول رحمت خداوند است، با این وجود در برخی روایات نیز روز 25 ذی‌القعده-در صورتی كه روز جمعه باشد- روز ظهور حضرت ولی‌عصر(عج)  بیان شده است.

وی با اشاره به اینكه روزه «دحو الارض» از جمله چهار روز سفارش شده است كه از ثواب زیادی برخوردار است، به طوری كه فضیلت روزه در چنین روزی معادل با 70 سال و در برخی روایات كیفر تمام گناهان است، می‌افزاید: این امر كه خانه كعبه نخستین نقطه‌ای بوده كه از زیر آب بیرون آمده، نشان از  عظمت جایگاه خانه خدا دارد.

خداوند نیز این گونه از این حادثه بزرگ یاد می‌كند: «وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا» و پس از آن زمین را با غلتانیدن گسترد... و مشخص می‌كند كه گسترش زمین و گردش آن در فضا، بعد از آفرینش آسمان‏ها بوده است.

منبع: خبرگزاری فارس





نوع مطلب :
برچسب ها : دحوالارض. جغرافیا،
لینک های مرتبط :
جمعه 5 شهریور 1395 :: نویسنده : محمد حسین احسانی
همان طور که می دانید، ما بیشتر وقت خود را در زندگی به حرف زدن و ارتباط داشتن با دیگران (مثل اعضای فامیل، دوستان، معلمان، همشاگردی ها، همکاران و حتی دشمنان) سپری می کنیم، و عجیب است که با این وجود زمان کمی را صرف آموختن چگونه صحبت کردن و چگونه گوش دادن می کنیم. از آن جایی که توانایی ارتباط برقرار کردن با دیگران با تمامی سطوح زندگی ما رابطه دارد، بسیار مهم است که این مهارت را کسب کنیم. مطالعات و تحقیقات زیادی نشان داده است که حتی دوستان خوب و یا زوج ها هم گاهی نمی توانند با هم دیگر در مورد مسائل عمیق و درونی شان ارتباط برقرار کنند و خیلی از ما حتی نمی دانیم به غیر از صحبت در مورد شرایط جوی (آب و هوا) یا خبرهای ورزشی و سیاسی به هم دیگر چه بگوییم. همین مسئله باعث می شود که خیلی از زن و شوهرها به مشاوره ی زناشویی و خانواده درمانی نیاز پیدا کنند، چرا که متوجه می شوند قادر به برقراری ارتباط و صحبت کردن با هم دیگر نیستند.

هدف این است که این سؤال در ذهن شما به وجود بیاید که به راستی من چقدر خوب می توانم با دیگران ارتباط برقرار نمایم؟ و چگونه می توانم نحوه ی ارتباط خود را با دیگران بهبود ببخشم؟ قدم اول در بهبود رابطه این است که برای شما ارتباط نزدیک و بهتر با دیگران یک ارزش باشد، تا شما این انگیزه را پیدا کنید که مهارت های خود را در رابطه با دیگران بالا ببرید. تا زمانی که این مسئله برای شما ارزش نباشد شما نیازی نمی بینید که خود را تغییر دهید. به عنوان مثال، یکی از بیمارانم که برای روان درمانی مراجعه کرده بود، پس از مدتی گفت که برای وی رابطه ی عمیق و نزدیک با دیگران یک ارزش نیست و او راحت تر است که همواره با فاصله گرفتن از دیگران زندگی کند.

او در طول روان درمانی متوجه شد که علت این عدم تمایل به رابطه ی نزدیک و صمیمی با دیگران، ترس شدید وی از نزدیک شدن به خود و خودشناسی است. و درواقع ترس از خودآگاهی باعث شده که او همواره در روابطش با دیگران از آن ها فاصله بگیرد و به نزدیک شدن و عمیق کردن رابطه تمایل نداشته باشد. 

بنابراین اولین قدم در نزدیک شدن به دیگران، خودآگاهی و خودشناسی است. از طرف دیگر خیلی از افراد به دنبال رابطه هستند برای این که نمی توانند خودشان را تحمل کنند، نقاط تاریکی در درون شان است که آزارشان می دهد و در تنهایی این نقاط مبهم و آزار دهنده، اضطراب برانگیز می شوند. بنابراین آن ها هم صحبتی و معاشرت با هر کسی را به تنها بودن ترجیح می دهند.

این ها گروهی هستند که روابط کم عمق و سطحی ولی بی شمار دارند و به دنبال فرار از خود هستند. گروه دیگر کسانی هستند که با ترس از خودشناسی و نزدیک شدن به خود به نوعی دیگر برخورد می نمایند، آن ها سعی می کنند که همواره با یک فاصله ی عاطفی با دیگران تعامل کنند و همان طور که اشاره شد در واقع ترس از خودآگاهی و نزدیک شدن به خود باعث می شود که همواره از دیگران دوری گزینند و خواهان رابطه ی عمیق و پایدار نباشند. بنابراین برای کسب هنر ارتباط با دیگران نیاز به مهارت هایی داریم: اولین مهارت در نزدیک شدن به دیگران خودآگاهی و خودشناسی است. دومین مهارت مهم ارتباط با دیگران، مهارت شناساندن خود و به قولی مهارت خودافشاگری و بازگو کردن خود به دیگران است. سومین مهارت ارتباطی، مهارت بیان احساسات و عواطف است. 

خودآگاهی و خودشناسی
 یعنی آگاهی از خود و درک خود. وقتی می گوییم فردی از خود آگاهی و درک دارد، یعنی این که می داند در اطرافش چه می گذرد و از دیگران نیز درک خوبی دارد، می تواند علائم غیرکلامی را تعبیر کند و چیزهایی را ببیند که دیگران نمی بینند. بعضی از افراد را با هوش قلمداد می کنیم چون خیلی خوب درس می خوانند و موفقیت های تحصیلی و شغلی دارند، بعضی از افراد ممکن است در درس خواندن آن چنان با استعداد و با هوش نباشند ولی استعداد درک دیگران را دارند. آن ها می دانند در موقعیت های اجتماعی و بین فردی چه باید کنند، این را هوش اجتماعی می گویند. مثلاً اگر دوست شما بگوید که او اصلاً برای امتحان فردا نگران نیست و این امتحان برایش مهم نیست، ولی شما متوجه شوید که او از همیشه ساکت تر است و مرتب قدم می زند یا دوستانش را به هم گره کرده و مدام از معلم درس مزبور شکایت می کند، این ها علائمی هستند که به شما می فهمانند در واقع او از امتحان خود نگران است ولی نمی تواند آن را بیان کند و شاید حتی خودش هم از این نگرانی آگاه نیست. 

بنابراین می بینید که آگاهی از خود چه قدر در شناسایی دیگران مهم است، چرا که وقتی شما نتوانید علائمی را که در خودتان وجود دارد ببینید، نمی توانید دیگران را هم درک کنید و بشناسید. زیرا توانایی خواندن علائم و نشانه های غیرکلامی دیگران را هم ندارید. پس خودشناسی نخستین گام در شناسایی دیگران است. برای این که بتوانید علائم غیرکلامی را در روابط تشخیص دهید و حتی تحلیل کنید در وهله ی اول لازم است که با خود روراست باشید و به دنبال فریب خود و تحریف واقعیت نباشید. مثلاً کسی که به شدت خودشیفته است و احساس می کند که حق مسلم او در رابطه این است که دیگران را طرد نماید، وقتی در رابطه ای طرد می شود شروع به تحریف واقعیت می نماید و سعی می کند به خود بقبولاند که فرد مقابل پر از ایراد و نقص بوده و این اوست که تصمیم گرفته رابطه را ترک کند، اگر این فرد خود را بهتر بشناسد و با خود صادق باشد و با ترس خود که درواقع ترس از طرد شدن و ترس از مورد علاقه نبودن است روبه رو شود، در روابط بعدی خود می تواند به طور عمیق تری درگیر باشد. هوش اجتماعی به شما قدرت پیش بینی می دهد. برای داشتن هوش اجتماعی شما باید خود را بشناسید، از ترس های خود آگاه باشید و نقاط ضعف خود را ببینید. ولی با انکار نقاط ضعف و ترس های خود مهارت شناختن دیگران را در رابطه از دست می دهید. 

مهارت خودافشاگری
همان طور که ذکر شد، خودافشاگری یعنی از خود به دیگران چه بگوییم؟ چه موقع بگوییم؟ و چه مقدار بگوییم؟ اشاره شد که بعضی از افراد از خودافشاگری می هراسند. از این رو در یک حالت دفاعی به سر می برند و نمی توانند به دیگران نزدیک شوند. نقطه ی مقابل این ها کسانی هستند که به صورت پرخاشگرانه ای از خود و مسائل خصوصی شان صحبت می کنند و اهمیتی نمی دهند که دیگران تمایل به شنیدن دارند یا نه؟ و ذکر شد که خودافشاگری زیاده از حد و عدم خودافشاگری هر دو می توانند مشکلات جدی را در روابط پدید آورند. 

مهارت بیان احساسات و عواطف

 بعضی از ما در بیان احساسات و عواطف خود دچار مشکل هستیم. بعضی از ما بیش از اندازه احساسات خود را درون مان نگه می داریم و از بیان آن ها عاجز هستیم و یا بسیار بد و ضعیف آن ها را بیان می کنیم، برعکس بعضی از ما بیش از حد احساسات و عواطف خود را در روابط مان بیان می کنیم و نشان می دهیم.

درنتیجه، این عدم توانایی و یا به قولی عدم تعادل در بیان احساسات و عواطف باعث ایجاد مشکل در روابط می شود. برای مثال شما ممکن است جزء اشخاصی باشید که هیچ گاه عصبانی نمی شوند، یعنی شما هیچ گاه خشم خود را نشان نمی دهید یا دست کم به دیگران اجازه نمی دهید که شما را عصبانی ببینند. شاید فکر می کنید که حق ندارید عصبانی شوید یا عصبانیت خود را نشان بدهید چون فکر می کنید که در این صورت مسائل غیر قابل کنترل می شوند، چرا که برای بعضی ها داشتن کنترل در روابط از هر چیزی مهم تر و حیاتی تر است. از طرف دیگر ممکن است شما جزء کسانی باشید که در روابط شان بیش از حد معمول، هیجان از خود نشان می دهند و بیش از حد احساسات خود را بیان می کنند، و این مسئله باعث می شود دیگران خاموش شوند و با شما ارتباط برقرار نکنند. مثلاً ممکن است شما فردی باشید که خیلی سریع عصبانی و خشمگین شوید و در نتیجه باعث شوید که دیگران از شما اجتناب کنند و همواره به خاطر ترس از شما خود را سانسور کنند.

متأسفانه به ما واقعاً یاد داده نشده است که عواطف خود را چه طور نشان دهیم که به بهتر شدن روابط مان کمک کند. اگر چه بیان نکردن احساسات ممکن است زندگی ما را خالی و کسل کننده کند، اما هیجان و عواطف زیاد از حد نیز می تواند زندگی بین فردی ما را پر از تعارض، سوگ و درد نماید. بنابراین اگر در ابراز عواطف تعادل وجود داشته باشد، ما می توانیم روابط خوب و عمیق را تجربه کنیم.

منظور این نیست که ما می توانیم احساسات مان را برنامه ریزی کنیم، بلکه ما می توانیم با بیان احساسات و عوطف به زندگی مان رنگ و بوی تازه ای ببخشیم. بیان احساسات و عواطف از خصوصیات بشری است و این واقعیت که گاه ممکن است از عواطف و احساسات ما سوء استفاده شود به این معنا نیست که ما حق نداریم آن را تجربه کنیم. نحوه ی برخورد شما با عواطف و احساسات تان و به خصوص روش استفاده از آن ها در روابط بین فردی، چیزی است که شما در روند رشد خود آموخته اید. روشی که شما برای بیان و یا امتناع از بیان عواطف خود اتخاذ می کنید درواقع جزئی از خصوصیات شخصی شما را تشکیل می دهد. حال سؤال این است که آیا شما از موقعیت های عاطفی دوری می کنید؟ آیا احساساتی وجود دارد که شما از آن بترسید مثل خشم، تمایلات شدید جنسی، افسردگی و غیره؟ آیا از احساسات عمیق در روابط بین فردی تان لذت می برید؟ قدم اول در رشد عاطفی این است که قبول کنید تجربه ی احساسات و عواطف مختلف بخشی از خصوصیات بشری است. قبول کنید که به عنوان یک انسان شما حق دارید عواطف مختلفی را تجربه کنید، و وقتی این موضوع را پذیرفتید، آن وقت است که می توانید تصمیم بگیرید که این عواطف چه نقشی را در زندگی تان بازی کنند و چه نقشی را در روابط تان ایفا کنند. قدم دوم این است که احساسات مختلفی را که در شما وجود دارند بیان کنید. بعضی از افراد در ابراز یک حالت عاطفی خاص تخصص دارند. مثلاً متخصص خشمگین شدن یا متخصص سوگواری و گریه کردن و افسرده شدن و یا متخصص احساس تأسف کردن برای دیگران هستند. ولی همین افراد ممکن است از بیان احساس لذت، شادی، رضایت و عشق عاجز باشند. بعضی از افراد متخصص ابراز احساسات منفی مثل خشم، گریه و نارضایتی هستند و توانایی ابراز احساسات مثبت خود را ندارند و بعضی دیگر فقط می توانند احساسات مثبت خود را بروز دهند و قادر نیستند احساسات منفی خود را بیان کنند و نشان دهند و حتی از انجام آن فراری هستند.

برای بعضی، احساسات سلاح و ابزاری برای کنترل دیگران است. نکته ی مهم در روابط این است که سعی کنید احساسات خود را در لحظه ای که به وجود می آیند ببینید و بپذیرید و بیان کنید، به جای این که آن قدر آن ها را روی هم انباشته کنید و حالت انفجاری پیدا کنند و در لحظه ای بیان شوند که در واقع شما هیچ کنترلی بر روی آن ها ندارید. مثلاً اگر شما خشم خود را معمولاً فرو می برید و بیان نمی کنید ممکن است در موقعیتی که آن قدر هم تناسب ندارد ناگهان به حدی عصبانی شوید که دیگران تعجب کنند، چرا که آن ها هیچ ذهنیتی از خشم های فروخورده ی شما نداشته اند. یا مثلاً شما همواره از ابراز عواطف و احساسات عاشقانه عاجز هستید، ممکن است در موقعی آن ها را ابراز کنید که مناسب نیست. پسر جوانی که عاشق یکی از همکارانش در محیط کار شده بود،میگنا دات آی آر، متأسفانه در ابراز عواطف خود مشکل داشت و هیچ گاه از خود هیچ عاطفه ای را نسبت به دختر جوان نشان نمی داد و همیشه خیلی خشک و جدی با وی برخورد می کرد، ولی روز به روز خودش را به دختر نزدیک تر احساس می کرد تا بالاخره بعد از چندین ماه صبرش لبریز شد و به ناگهان در محیط کار به دختر ابراز علاقه کرده و به او گفته بود که عاشقش است و بدون او نمی تواند زندگی کند، دختر که متعجب شده بود و هیچ گاه این مسئله به ذهنش خطور نکرده بود عصبانی شده و به او پاسخ منفی داده بود. و در این رابطه چیزی غیر از سرخوردگی و شکست عاید پسر جوان نشده بود. ولی در نظر بگیرید که اگر این پسر می توانست در لحظه های مناسب کمی از عواطف خود را ابراز نماید، شاید نتیجه ی بهتری عایدش می شد.
پس آگاهی از احساسات در لحظه ای که به وجود می آیند و بیان مناسب آن ها باعث می شود که دیگران هم با احساسات ما همراه باشند. نه این که به ناگهان و با بیان انفجاری آن ها، از سوی ما متعجب شوند. نکته ی دیگر در بیان احساسات این است که سعی کنید احساسات خود را کنترل کنید به جای این که آن ها را دفن نمایید.

کنترل احساسات یعنی چه؟
یعنی به جای نادیده گرفتن و پوشاندن کامل احساسات تان، سعی کنید با آن ها رو به رو شوید و مهارشان کنید. بسیار مهم است کم شما از احساسات گوناگون خود آگاه باشید و بسته به شرایط و متناسب با موقعیت آن ها را ابراز کنید. کسانی که هیچ کنترلی بر عواطف خود ندارند، در واقع آدم هایی هستند که احساسات شان هیچ نظمی ندارد. از طرف دیگر، کسانی که کنترل زیادی بر عواطف خود دارند، خیلی مصنوعی، بی رنگ و غیر جذاب در روابط شان ظاهر می شوند. از خود بپرسید شما جزء کدام گروه قرار دارید، آیا بی نظم و انفجاری هستید؟ و یا بیش از حد بر احساسات خود کنترل دارید و بسیار خشک، جدی و سرد هستید؟ مرحله ی بعدی این است که ابراز عواطف را حق مسلم خود بدانید و در موقعیت های مناسب شجاعت کافی را در ابراز عواطف خود داشته باشید، نه این که به خاطر دیگران حق خود را نادیده بگیرید. البته به یاد داشته باشید که در ابراز عواطف خود حقوق دیگران را نادیده نگیرید و برای آن ها نیز چنین حقی را قائل باشید. 

منبع: میگنا



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
")}style="display:none">

ابزار وبلاگ

تماس با ما





Powered by WebGozar

جغرافیای محمد حسین احسانی