جغرافیای محمد حسین احسانی
درباره وبلاگ


محمد حسین احسانی دانش آموخته کارشناسی ارشد جغرافیا با گرایش مطالعات ناحیه ای از دانشگاه شهید بهشتی تهران در سال 1374ودبیر جغرافیای متوسطه ( دوره دوم ) شهرستان سمنان علاقه مند به مباحث جغرافیا و آموزش این رشته هستم .امیدوارم این وبلاگ راهی به سوی یادگیری و گسترش دانش جغرافیا باشد.

مدیر وبلاگ : محمد حسین احسانی
مطالب اخیر
پنجشنبه 4 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد حسین احسانی

ده درس از زندگی پیامبر رحمت (ص)

*آراستن خود هنگام دیدار با افراد

مردى به خانه رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و درخواست دیدار نمود، هنگامى كه پیامبر صلى الله علیه و آله خواست از خانه خارج شود و به دیدار آن مرد برود، جلو آینه یا ظرف بزرگى از آب داخل اتاق ایستاد و سر و صورت خود را مرتب كرد. عایشه از دیدن این كار تعجب كرد. پس از بازگشت آن حضرت پرسید: یا رسول الله! چرا هنگام رفتن در برابر ظرف آب ایستادى و موها و سر و صورت خود را مرتب كردى؟. فرمود: اى عایشه! خداوند دوست دارد، هنگامى كه مسلمانى براى دیدار برادرش مى رود، خود را براى دیدار او بیاراید.

 

* آداب نشستن

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله جاى خاصى براى نشستن در نظر نمى گرفت و سعى مى كرد در پایین مجلس بنشیند. دوست نداشت در هنگام نشست و برخاست كسى به احترام او برخیزد و در این رابطه فرمودند: كسى كه دوست دارد دیگران به احترام وى از جا برخیزند، جایگاهش آتش است.

 

* احترام به دیگران

حضرت على علیه السلام فرمود: رسول اكرم صلى الله علیه و آله هرگز با احدى دست نداد كه دست خود را از دست او جدا كند، تا این كه طرف دست خود را جدا مى ساخت و احدى كارى به او نمى سپرد كه آن را رها كند، تا زمانى كه طرف از حاجت خود صرفنظر مى كرد؛ و با احدى به گفتگو نپرداخت كه سكوت كند، تا وقتى كه طرف ساكت مى شد، و بالاخره هرگز دیده نشد كه آن حضرت پای مبارك را در برابر همنشینى دراز نماید.

 

* پیامبر (ص) مؤمن بیکار را دوست نداشتند

ابن عباس (ره ) گفت: رسول خدا صلى الله علیه و آله چون به مردى مى نگریست و از دیدن او خوشوقت مى شد، مى پرسیدند: كارش چیست؟. اگر مى گفتند: بیكار است. مى فرمودند: از نظر من افتاد. عرض مى شد: یا رسول الله! چرا بى ارزش گردید؟. مى فرمود: چون مؤمن بیكار بماند، ناچار با دین خود باید معیشت كند.

 

* این انصاف نیست!

هنگامى كه رسول خدا صلى الله علیه و آله هفت ساله بود، روزى از دایه اش (حلیمه سعدیه) پرسید: برادرانم كجا هستند؟ (برادران رضاعی). حلیمه جواب داد: فرزند عزیز! آنان گوسفندانى را كه خداوند به بركت وجود تو به ما مرحمت كرده، به چرا برده اند. پیامبر (ص) فرمود: مادر! درباره من به انصاف رفتار ننمودى. مادر پرسید: چرا؟. فرمود: آیا سزاوار است كه من در سایه خیمه بمانم و شیر بنوشم، ولى برادرانم در بیابان، زیر آفتاب سوزان باشند؟.

 

* عملی که مرا محبوب خدا و خلق گرداند!

سهل بن سعد ساعدى گفت: مردى به خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله رسید و گفت: اى رسول خدا! مرا به عملى راهنمایى فرماى كه وقتى آن عمل را انجام دهم، محبوب خدا و خلق گردم. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: به دنیا بى رغبت باش تا خداوند تو را دوست بدارد و به آنچه از دنیا در اختیار مردم است، چشم پوش و بى اعتنا باش تا مردم تو را دوست داشته باشند.

 

* تمام رُخ در برابر دیگران قرار می گرفت

پیامبر اكرم (ص) وقتى به كسى رو مى كرد، نیم رُخ برنمى گشت و با تمام بدن به طرف او روبرو مى شد. به كسى جفا نمى كرد و عذر طرف را زود مى پذیرفت.

 

* ارزش دفاع کردن از آبروى برادر دینى

ابوالدرداء گوید: مردى در محضر رسول اكرم صلى الله علیه و آله آبروى كسى را دستخوش بدگویى قرار داد، دیگرى در مقام دفاع برآمد. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: هر كس از آبروى برادر دینى خود دفاع كند، حجاب و پرده اى از آتش براى او خواهد بود.

 

* كسى كه در معامله غش و فریب به كار ببرد، از ما نیست

رسول اكرم صلى الله علیه و آله از كنار مردى گذشت كه گندم مى فروخت. از او پرسید: چگونه مى فروشى؟. او چگونگى فروش را به عرض رسانید. خداى تعالى وحى فرستاد كه دست در گندم ببر. حضرت دست مباركش را در گندم فرو برد. درون آن گندم را مرطوب و نمناك یافت. پس فرمود: كسى كه در معامله غش و فریب به كار ببرد، از ما نیست.

 

* این كار و تلاش در راه خدا محاسبه می شود

روزى پیامبر صلى الله علیه و آله با اصحاب خود نشسته بودند. پیامبر (ص) جوان نیرومندى را دیدند كه اول صبح مشغول كار و تلاش مى باشد. بعضى از حاضران گفتند: این جوان، شایستۀ تمجید و ستایش بود، اگر نیروى جوانى خود را در راه خدا به كار مى انداخت؟. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: چنین نگویید، اگر این جوان كار مى كند تا نیازمندی هاى خود را تأمین كند و از دیگران بى نیاز گردد، در راه خدا گام برداشته و همچنین اگر به نفع پدر و مادر ناتوان و كودكان خردسالش كار كند و آنها را از مردم بى نیاز سازد، باز هم در راه خدا قدم برداشته است.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی حوزه





نوع مطلب : پندنامه، 
برچسب ها : ده درس از زندگی پیامبر رحمت (ص)،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 شهریور 1395 :: نویسنده : محمد حسین احسانی

جملاتی برای زندگی

آموخته ام که نمی توانم کسی را وادار کنم دوستم بدارد اما می توانم خود را به فردی دوست داشتنی تبدیل کنم، بقیه اش به آن فرد بستگی دارد.

  آموخته ام که جلب اعتماد دیگران همچون ساختن برج بلند شیشه ای است که ساختن آن سال ها طول می کشد اما تخریبش فقط چند لحظه زمان میبرد.

 آموخته ام که هرچه قدر یک دوست، خوب باشد گاهی پیش می آید که به من صدمه بزند، پس باید به حرمت لحظه های خوبی که با هم سپری کرده ایم، او را ببخشم.

 آموخته ام که مهم نیست چه چیزهایی را در طول عمرم جمع کرده ام، مهم آن است که چه افرادی در این دوران یار و یاورم شده اند.

 آموخته ام که هرگز نباید عذر خواهی را با دلیل و بهانه هایی که می آورم خراب کنم.

 آموخته ام که نباید داشته هایم را با بهترین های دیگران مقایسه کنم.

 آموخته ام که باید به افرادی که دوستشان دارم احساس خود را بیان کنم، زیرا تضمینی نیست که تا ابد بتوانم آنها را ببینم.

 آموخته ام که یا من باید رفتارهایم را کنترل کنم یا آن ها مرا.

 آموخته ام که احترامی که پول برای ما می خرد، بی ارزش ترین چیز است!





نوع مطلب : پندنامه، 
برچسب ها : آموخته ام، پندنامه،
لینک های مرتبط :

کاش وقتی بچه هامون میرن مدرسه بهشون بگیم:

من نمی خوام تو بهترین باشی .من فقط می خوام تو خوشبخت باشی.اصلا مهم نیست همیشه نمره هاتو 20 بگیری.جای 20 می تونی 16 بگیری اما از دوران مدرسه و کودکیت لذّت ببر.

از "ترین" پرهیز کن.

خوشبختی جایی هست که خودت رو با کسی مقایسه نکنی.حتی نخواه خوشبخت ترین باشی.

بخواه که خوشبخت باشی و برای این خواستت تلاش کن

من فکر می کنم از وقتی به دنبال پسوند "ترین" رفتیم، خوشبختی از ما گریخت

از 19:75 لذت نبردیم چون یکی 20 شده بود.

از رانندگی با پراید لذّت نبردیم چون ماشین های مدل بالاتری تو خیابون بود.

از بودن کنار عزیزانمون لذّت نبردیم چون مدرک تحصیلی و پول توی جیبش کم تر از خیلی های دیگه بود.

می خوام بگم خیلی از ما فقط به "بهترین،بیش ترین و بالاترین" چسبیدیم و نتیجه ان نسل های افسرده و همیشه گریان شد.

شاید لازمه تغییر جهت بدیم یا حداقل اجازه ندیم نحسیِ "ترین" دامن بچه هامون رو بگیره.

 





نوع مطلب : پندنامه، 
برچسب ها : مدرسه، پند، لذت،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 6 مرداد 1395 :: نویسنده : محمد حسین احسانی




نوع مطلب : پندنامه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 خرداد 1395 :: نویسنده : محمد حسین احسانی

سکوت درمانی

ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ ...!

ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﮑﻪ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﯾﯽ، ﭼﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﻫﯽ ﻭ ﯾﺎ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﮕﻮﯾﯽ،

ﻓﻘﻂ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ ...!

ﮔﺎﻫﯽ ﻧﮕﻔﺘﻦ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻦِ ﺳﺨﻨﺎﻥِ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ

ﮐﻪ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﺒﮏ ﻣﯿﮑﻨﺪ. ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ ...!

ﯾﮏ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﯼ ﺑﺮ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﻧﯿﺶ ﺩﺍﺭ،

ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﯽ ﻭ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻧﺖ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﻫﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﺭﺍ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﻨﺪ ...!

ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯼ ﭼﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺑﺮ ﺳﺮﺕ ﺁﻭﺍﺭِ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺁﻣﺪ،

ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻣﻘﺼﺮ ﻧﮑﻦ, ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺩﻟﯿﻞِ ﺍﺻﻠﯽ ﺭﺍ، ﺩﺭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﯿﺎﺑﯽ ...!

ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺲِ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺩﺭ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ,

ﺳﮑﻮﺕ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻦ, ﮐﻪ ﺫﻫﻨﺖ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﺎ ﻗﻠﺒﺖ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﮐﻨﺪ ﻭ

ﺗﺼﻤﯿﻤﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ ...!

ﯾﮏ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ " ﺳﮑﻮﺕ" ﭘﺎﺳﺦِ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺩﺭﺩﻫﺎﺳﺖ ...!





نوع مطلب : پندنامه، 
برچسب ها : سکوت درمانی- پندنامه،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 خرداد 1395 :: نویسنده : محمد حسین احسانی

وقتی"عزّت نفس"داری کینه نمی ورزی

همه را به یک اندازه دوست داری

خجالت نمی کشی

خود را باورداری

خشمگین نمی شوی

وهمیشه مهربان هستی

"انسان صاحب عزّت نفس"حرص نمی خورد

همه چیز راکافی می داند

حسد نمی ورزد

وخود را لایق می داند

کسی که"عزّت نفس"دارد

نیازی به رقص وپایکوبی وتظاهربه خوشی ندارد

زیرا شادکامی را در درون خویش می جوید و می یابد

"عزّت نفس"باعث می شود

برای بزرگداشت خوداحتیاج به تحقیر دیگران نداشته باشید

زیراخوب می دانید هرانسان تحفه الهی است

"انسان صاحب عزّت نفس"همه را دوست خواهد داشت

وبه همه مِهرخواهد ورزید.





نوع مطلب : پندنامه، 
برچسب ها : عزّت نفس- پندنامه،
لینک های مرتبط :

                                         به نام خدای معلّم

                               به مناسبت گرامیداشت روز و هفتۀ معلّم

نگاه کوته ‌بینانه  به معلّم برای جامعه یک خسارت است، این را باید مانع شد. نگاه به معلّم باید نگاه تکریم آمیز باشد. (مقام معظم رهبری)

معلّمی یعنی کوه ، دریا و نسیم، معلّم باید صلابت کوه، عمق و شکوه دریا و لطافت نسیم داشته باشد.

اگر کلاس‌های درس را از جهان منها کنند، باقی ماندۀ جهان، جهنّم است.

دو روز دنیا بهشت می‌شود، اگر یک روز بیاموزی و روز دیگر بیاموزانی.

همه چیز و هم گاه معلّم هست، ما دانش آموزان بازیگوشی هستیم!

هر کس به اولین معلّم هستی - خدا - گوش نسپارد، شیطان آخرین معلّم او خواهد بود.

خداوند، اول معلّم بشر است. 113 درسش با رحمت آغاز گشته است و تنها یک درسش با غضب.

درسی که تنها آن را حفظ کنی درس نیست ، درس آن است که تو را حفظ کند.

همواره ببین علم را از که می آموزی، چه می‌آموزی، چرا می‌آموزی و چه قدر جان را به آن می‌افروزی.

معلّم خود ساز و دیگر پرور است.

شاگردان بیش از آن که به انتقاد نیازمند باشند. به مُدل‌های خوب احتیاج دارند.

وقتی معلّم جاذبه دارد جاذبه‌ای ناشی از صفات حمیده و کمالات دیگر نوبت به خشونت نمی‌رسد و دستی که به مردم زمان گُل تعارف می‌کند لااقل خودش همیشه بوی عطر می‌دهد.

ظلم است معلّم را شمع بدانیم. شمع را می‌سازند، تا بسوزد، معلّم می‌سوزد تا بسازد.

معلّم باغبانی است که سخاوتمندانه بذر عمرش را در کلاس می‌افشاند تا رویش و شکفتن نسل فردا را شاهد باشد.

معلّم‌های ما بر یک دسته تقسیم می‌شوند: همۀآن‌ها که به ما چیزهایی آموخته‌اند، از درس یا زندگی یا هردو، از یک کلمه، تا همۀ جهان.

12 اردیبهشت یکی از 365 روزی است و هفتۀ معلم یکی از 52 هفته‌ای است که ما می‌توانیم محبت و قدردانی خود را نسبت به آن‌ها ابراز کنیم از یک شاخۀ گل، یک کتاب، ... و یک نامه.

هدیه‌ای که می‌دهیم یک نماد است، یک نشانه به ویژه آن نامه! که در آن می‌توانیم به معلّمان خود وعده دهیم که با تلاش بسیار در این اردیبهشت زیبا قدر تلاششان را می‌دانیم و مُدام درس می‌خوانیم و بر این عهد اردیبهشتی، پا برجا می‌مانیم.

عجب روزگاری است، چه معاملۀ شیرینی! بهترین هدیه به معلّم، درس خواندن است. آموختن کامل چیزی که او آموزش داده است.

و آن وقت، این خود ما هستیم که از شادمانی او بهره‌مند می‌شویم.

هم به دیدن لبخندش، هم به دیدن کارنامه، لبخند معلّم و کارنامۀ ما، درخشان باد.

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب : پندنامه، دانستنی ها، 
برچسب ها : گرامیداشت روز و هفتۀ مبارک معلم،
لینک های مرتبط :
جمعه 3 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : محمد حسین احسانی


عنوان کتاب: معجزۀ کلمات،بیش از هزار نکته تربیتی و اخلاقی

نویسندگان:محمد حسین احسانی،زهرا احسانی - چاپ نخست فروردین 1395 - قطع وزیری - تعداد صفحات 306صفحه- انتشارات حبله رود

قیمت:15000تومان - تماس برای سفارش خرید در سمنان  : محمد حسین احسانی 09125326500 





نوع مطلب : پندنامه، خاطرات، دانستنی ها، 
برچسب ها : معجزۀ کلمات- احسانی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 26 اسفند 1394 :: نویسنده : محمد حسین احسانی




نوع مطلب : پندنامه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 26 اسفند 1394 :: نویسنده : محمد حسین احسانی

تا از خودت شروع نکنی بهار را تجربه نخواهی کرد

حتی اگر صدها بهار در بیرون از تو بیاید و برود

 

و همه به هم و از جمله به تو، آن را هزاران بار شادباش گویند،

 

بهار واقعی باید در درون تو متولد شود ؛

 

و بهار را تجربه نخواهی کرد مگر آن که رخت آگاهی ات نو شود

 

تا آگاهی ات رشد نکند و جوانه های فهم در تو نشکفد،

 

درخت ذهن ات بارور نمی شود و

 

آرامش میهمان منزل ات نمی گردد

 

هرازگاهی باورهایتان را ورق بزنید،

 

و کمی ویرایشش کنید،

 

شاید صفحه ای باید اضافه یا حذف شود......





نوع مطلب : پندنامه، 
برچسب ها : بهار - تحول،
لینک های مرتبط :
شنبه 1 اسفند 1394 :: نویسنده : محمد حسین احسانی
یادت باشــد

خــدا فقـط رزق حــلال می دهـــد . . .

حـــرام کـه آمـــد

بــدان شیـــطان

رزقـت داده استــ

حـواسـت بــخودت هـست ؟




نوع مطلب : پندنامه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 25 بهمن 1394 :: نویسنده : محمد حسین احسانی

می ترسیم و نمی ترسیم  !!!

از سوسک میترسیم از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم!

از عنکبوت میترسیم از این که تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمیترسیم !

از خفاش شب میترسیم از شبی که افکارمون خفاشی میشه نمیترسیم!

از خوب سرخ نشدن سبزی قورمه میترسیم از سرخ کردن آدما از خجالت نمیترسیم!

بقیه در ادامه مطلب                      



ادامه مطلب


نوع مطلب : پندنامه، 
برچسب ها : ترس،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 22 بهمن 1394 :: نویسنده : محمد حسین احسانی

مراقب چشم های خود باشید

جوانی به حکیمی گفت: وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهترند. حکیم گفت: آیا دوست داری بدانی از همه این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟

جوان گفت: آری.حکیم گفت: اگر با تمام زن‌های دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی کرد که سگ‌های ولگرد محلّه شما از آن‌ها زیباترند.

جوان با تعجّب پرسید: چرا چنین سخنی می‌گویی؟حکیم گفت: چون مشکل در همسر تو نیست. مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمع‌کار و چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد، محال است که چشمانش را به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند. آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟ جوان گفت: آری.

حکیم گفت: مراقب چشمانت باش.

منبع : http://ito.blog/fa.com





نوع مطلب : پندنامه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

تو هم همانی هستی که همه می‌گویند

روزی شیخ جعفر شوشتری را دیدند که در کنار جویی نشسته و بلند بلند گریه می‌کند. شاگردان شیخ، با دیدن این اوضاع نگران شدند و پرسیدند: استاد، چه شده كه این‌گونه اشك می‌ریزید؟ آیا کسی به شما چیزی گفته؟ شیخ جعفر در میان گریه‌ها گفت: آری، یکی از لات‌های این اطراف حرفی به من زده که پریشانم کرده. همه با نگرانی پرسیدند: مگر چه گفته؟

شیخ در جواب می‌گوید او به من گفت: شیخ جعفر! من همانی هستم که همه در مورد من می‌گویند. آیا تو هم همانی هستی که همه می‌گویند؟! و این سئوال حالم را عجیب دگرگون كرد.

منبع : http://ito.blog/fa.com






نوع مطلب : پندنامه، 
برچسب ها : داستان های کوتاه و آموزنده،
لینک های مرتبط :

                                                             به نام خدا

                                  سخنانی ازبزرگان درباره ی آداب سخن گفتن

1-پیامبراکرم(ص):ازخیربگویید تا بهره مند شوید وازشرمگویید تاسالم بمانید.(نهج الفصاحه-حدیث2102)

2-پیامبراکرم(ص):خداوند مرا برنیانگیخته است که خرده بگیرم واشکال بتراشم،بلکه مرا برانگیخته است که به مردمان دانش بیاموزم وآسان گیرم.(نهج الفصاحه-حدیث725)

3-پیامبراکرم (ص):خیرگویید تابهره برید.

4-حضرت علی(ع):مؤمن کسی که زبانش درپشت قلب اونهفته باشد.

5-حضرت علی(ع):بامردم پسندیده ومؤدب سخن بگویید تاجواب محترمانه بشنوید.

6-حضرت علی(ع):بهترین گفتارآن است که نه خسته کننده باشد ونه بسیارکم.

7-حضرت علی(ع):پرگویی مردحکیم رامی لغزاند وانسان بردبار راخسته می سازد،پس درسخن پرگویی نکن که دلگیرسازی وکم مگوی که خوار می شوی.

8-حضرت علی(ع):کسی که گفتارخود رابررسی کند،اشتباه او کم می شود.

9-حضرت علی(ع):نیکی گفتار درسودمندی آن است.

10-امام سجاد(ع):حق زبان دورداشتن آن از زشت گویی،عادت دادنش به خیروخوبی،ترک گفتار  بی فایده ونیکی به مردم وخوش گویی درباره آنان است.

11-امام صادق(ع):هرگاه خداوند بخواهد بنده ای را رسوا کند،ازطریق زبانش اورا رسوا می کند.

12-امام جواد(ع):جلوه وزیبایی شخص درخلق وبیان اوست وکمالش درخرد وعقل او.

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب : پندنامه، 
برچسب ها : آداب سخن گفتن،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
")}style="display:none">

ابزار وبلاگ

تماس با ما





Powered by WebGozar

جغرافیای محمد حسین احسانی